تبليغاتX
فخردین
سلام

ببخشيد كه دير به دير سر ميزنم !! اين روزها درس و دانشگاه و مسجد و ... خيلي سرم

رو شلوغ كردم ، اين هم يه هديه به دوستان خودم كه دير به دير بهشون سر ميزنم!

شعر خودم !!

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 23:51 |
عيدتان مبارك
+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 12:47 |

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 14:47 |

يا حسين

 

۱-به اميد روزي كه همه ي پيامك هاي جهان اين باشد: " مهدي فاطمه آمد. "

.... -۲و اين است حسين, سر سلسله ي تشنگان, كه حتي دشمن را سيراب مي كند

3-علم افتاده يك سو، مشك يك سو،زمين رنگين زخون،بازو. به فرزندي خطاب

كرد اينجا،كسي كه داشت دست خود به پهلو.

4-آي زهرا باوران باور كنيد*تا ابد اين بيت را از بر كنيد*سينه بي مهر زهرا

برزخ است*دل بدون عشق زهرا برزخ است********

5-گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي*با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد*

گفتمش تصويري از ليلي و مجنون را بكش*عكس حيدر در كنار حضرت زهرا كشيد*

گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصوير كن*در بيابان بلا تصويري از سقا كشيد*

گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم*گريه كرد آهي كشيدو زينب كبري كشيد.

۶-خنده كنان مي رود روز جزا در بهشت
هر كه به
 دنيا كند گريه براي حسين

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 2:6 |



سال

۲۰۰۸

میلادی را به تمام برادران مسیحی خود

تبریک عرض میکنم.



+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 0:58 |
مي خواستم يه خاطره براتون تعريف كنم.
يه بار مي خواستم از يه مغازه چيزي بخرم . همين طور كه داشتم به جنسهاي پشت ويترين نگاه مي كردم ، چشمم به يه بچه افتاد. ديدم زول زده به يكي از اسباب بازي هاي داخل مغازه،بعد رفت پيش مادرش و اسباب بازي رو به اون نشون داد و خواست كه اونو براش بخره . ولي مادرش قبول نكرد.
پسره دوباره اصرار كرد ولي مادر قبول نمي كرد. دوباره اصرار كرد وآنقدر اصرار كرد كه گريش گرفت. منم همينطور نگاه مي كردم . ديدم پسره صداي گريش بالا گرفت و به پاي مادرش افتاد .
مادره كه به بچه اش نگاه مي كرد ، دلش به رحم اومد. دستشو كرد تو كيفش و اسباب بازي رو براش خريد.
بعد پسره كه در اوج گريه بود ، صداش كم كم پايين اومد ، اسباب بازي رو گرفت .خنديد و از پيش مادرش دور شد و رفت .
من خيلي به فكر فرو رفتم.
راستش مي خواستم اينو بگم رابطه ما و خدا هم هميشه هينطوره وقتي از خدا چيزي مي خوايم اونقدر گريه مي كنيم كه خدا دلش به رحم مي ياد ولي وقتي كه خواستمونو برآورده مي كنه ، سرمونو مي اندازيم پايين و بدون تشكر از كنارش رد مي شيم ، واونقدر سرگرم آرزوي برآورده شده خودمون ميشيم كه برآورده كنندشو از ياد مي بريم.
راستش خدا هم حق داره كه بعضي وقتا خواسته هامونو برآورده نمي كنه ، آخه دوست داره بنده هاش هميشه به يادش باشن!!!!
+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 15:12 |
     بابا بابا ....                                      محمدرضا طاهري  

     عكس ضريح تو ....                           محمد رضا طاهري 

     دوباره توي قلبم ....                             محمد رضا طاهري  

     درود و صلوات ....                              سعيد حداديان 

     منم منم عاشق علي ....                  سعيد حداديان 

    مثل مادر مرده ها ....                          سعيد حداديان  

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 15:47 |

1 - ترجمه كامل قرآن كريم - فايل فشرده - حجم= 612 KB

۲- شهادت آب       (واكنش آب نسبت به فكر و حتي نوشته)

۳- سخنراني آيت الله بهجت

۴- دوبيتي هاي كامل بابا طاهر عريان(162 كيلوبايت)

توضيح : پس از دريافت فايل فشرده اشعار (فايل zip شده) ابتدا هر سه فونت را در بخش فونت هاي كامپيوتر خود Paste كرده  و سپس فايل هاي pdf را باز نماييد.

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 17:35 |

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 11:33 |
آسمان عشق را يك كوكب است

     عشق اگر عشق است عشق زينب است

+ نوشته شده توسط سیدفخرالدین موسوی زاد در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 1:13 |